صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۳۰۱ تا #۷٬۳۵۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نه آخر تو آنی که ما را زیانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نه درد عشق مییارم نهفتن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نه عهد کردهئی آخر که قصد ما نکنی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نوبت زدند و مرغ سحر بانگ صبح گفت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نوبتی صبح برآمد ببام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نکهت روضهی خلدست که میبیزد مشک
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نی ز دود دل پرآتش ما مینالد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/نیستی آنکه زنی شیشهی هستی برسنگ
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر دل غمزده کان غمزه بود غمازش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر زمان آهنگ بیزاریش بین
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کرا یار یار میافتد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر که او دیدهی مردم کش مستت دیدست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر که را سکه درستست بزر باز نماند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کو بصری دارد با او نظری دارد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کو نظر کند بتو صاحبنظر شود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هر کو چو شمع ز آتش دل تاج سر نکرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هردم آرد باد صبح از روضهی رضوان پیام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هرکه با نرگس سرمست تو در کار آید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هم عفی الله نی که ما را مرحبائی میزند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همه گنج جهان ماری نیرزد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همچو بالات بگویم سخنی راست ترا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هندوئی را باغبان سوی گلستان میفرستد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هنوزت نرگس اندر عین خوابست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ شکر چو آن دهان دیدی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ میدانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ میدانی که دیشب در غمش چون بودهام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچکس نیست که وصل تو تمنا نکند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ورطهی پر خطر عشق ترا ساحل نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود