خواجوی کرمانی (غزلیات)/هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن) از خواجوی کرمانی |
' |
| هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن | یا چو هندو بندهی ترکان نمیباید شدن | |
| ماه بزم افروز و عالم سوز من چون حاضرست | پیش شمع عارضش پروانه میباید شدن | |
| تا مگر گنجی بدست آید ترا عمری دراز | معتکف در کنج هر ویرانه میباید شدن | |
| ملک جانرا منزل جانانه میباید شناخت | وانگه از جان طالب جانانه میباید شدن | |
| از سر افسانه و افسون همی باید گذشت | یا به عشقش در جهان افسانه میباید شدن | |
| تا شود بتخانه از روی حقیقت کعبهات | با هوای کعبه در بتخانه میباید شدن | |
| هر چه میبینی برون از دانه و دام تو نیست | فارغ از دام و بری از دانه میباید شدن | |
| بابت پیمان شکن پیمانه نوش و غم مخور | زانکه شادی خوردهی پیمانه میباید شدن | |
| گفتم ار شکرانه میخواهی به جان استادهام | گفت خواجو از پی شکرانه میباید شدن |