خواجوی کرمانی (غزلیات)/هردم آرد باد صبح از روضهی رضوان پیام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (هردم آرد باد صبح از روضهی رضوان پیام) از خواجوی کرمانی |
' |
| هردم آرد باد صبح از روضهی رضوان پیام | کاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العظام | |
| ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست | خاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام | |
| پختگان را خام و خامان را شراب پخته ده | حیف باشد خون رز در جوش و ما زینگونه خام | |
| بر سر کوی خرابان از خرابی چاره نیست | نام نیکو پیش بدنامان بود ننگی تمام | |
| گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمی | زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام | |
| کام دل خواهی برو گردن بناکامی بنه | در دهان شیر میباید شدن بر بوی کام | |
| عار باشد نزد عارف هر که فخر آرد بزهد | ننگ باشد پیش عاشق هر که یاد آرد ز نام | |
| آنکه در خلوتگه خاصش مجال عام نیست | لطف او عامست و عشق او نصیب خاص و عام | |
| باد بر خاک عراق از دیدهی خواجو درود | باد بر دارالسلام از آدم خاکی سلام |