خواجوی کرمانی (غزلیات)/نه درد عشق مییارم نهفتن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (نه درد عشق مییارم نهفتن) از خواجوی کرمانی |
' |
| نه درد عشق مییارم نهفتن | نه ترک عشق مییارم گرفتن | |
| نگردد مهر دل در سینه پنهان | بگل خورشید چون شاید نهفتن | |
| غریبست از کسانی کاشنایند | حدیث خویش با بیگانه گفتن | |
| اگر فراش دیری فرض عینست | بمژگانت در میخانه رفتن | |
| بگو با نرگس میگون که پیوست | نشاید مست در محراب خفتن | |
| بود کارم بیاد درج لعلت | بالماس زبان دردانه سفتن | |
| مقیمان در میخانه خواجو | چه حاجتشان بکوی کعبه رفتن |