صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۴۰۱ تا #۷٬۴۵۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو از برگ گلش سنبل دمیدست
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو برکشی علم قربت از حریم حرم
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو در گره فکنی آن کمند پر چین را
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو دستان برکشد مرغ صراحی
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو سرچشمه‌ی چشم من دیده است
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو شام شد بشبستان باید کرد
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو نام تو در نامه‌ئی دیده‌ام
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم مست تو با خواب می‌کند بازی
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو چشم مست تو می پرستم
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نی سر گشته‌ی چوگان چو گوی
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نیست ما را با او وصالی
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار من شکسته بسامان رسید باز
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از دست دل فرو بستست
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی