هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۴۰۱ تا #۷٬۴۵۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نی سر گشته‌ی چوگان چو گوی
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نیست ما را با او وصالی
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار من شکسته بسامان رسید باز
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از دست دل فرو بستست
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا بود من مدهوش را حضور نماز
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام یار که ما را پیام یار آرد
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس حال من سوخته جز شمع نداند
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی را از تو کامی برنیاید
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی کزان سر زلف دو تا نمی‌ترسد
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی کو دل بر جانان ندارد
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کفر سر زلف تو ایمان ماست
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/که می‌رود که پیامم به شهریار رساند
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کو دل که او بدام غمت پای بند نیست
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کیست که با من حدیث یار بگوید
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/کیست که گوید ببارگاه سلاطین
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر آن مه در نظر بودی چه بودی
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر از جور جانان ننالی رواست