هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۴۰۱ تا #۷٬۴۵۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ترک من سپاه حبش برختن زند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ما بکفر زلف تو اقرار کردهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نی سر گشتهی چوگان چو گوی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون نیست ما را با او وصالی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کار من شکسته بسامان رسید باز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کارم از دست دل فرو بستست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان ختنی مشک ختا میآرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا بود من مدهوش را حضور نماز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام دل که ز دوری به جان نمیآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کدام یار که ما را پیام یار آرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس حال من سوخته جز شمع نداند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی را از تو کامی برنیاید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی کزان سر زلف دو تا نمیترسد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کسی کو دل بر جانان ندارد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کشتی ما کو که ما زورق درآب افکندهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کفر سر زلف تو ایمان ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/که میرود که پیامم به شهریار رساند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کو دل که او بدام غمت پای بند نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کیست که با من حدیث یار بگوید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/کیست که گوید ببارگاه سلاطین
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر آن مه در نظر بودی چه بودی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر از جور جانان ننالی رواست