صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۰۵۱ تا #۷٬۱۰۰.

  1. محتشم کاشانی (غزلیات)/حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
  2. محتشم کاشانی (غزلیات)/خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
  3. محتشم کاشانی (غزلیات)/خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  4. محتشم کاشانی (غزلیات)/خانه‌ی دوری دل از همه پرداخته‌ام
  5. محتشم کاشانی (غزلیات)/خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
  6. محتشم کاشانی (غزلیات)/خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
  7. محتشم کاشانی (غزلیات)/خط اگرت سبزه طرف لاله نهفته
  8. محتشم کاشانی (غزلیات)/خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
  9. محتشم کاشانی (غزلیات)/خلل به دولت خان جهانستان مرساد
  10. محتشم کاشانی (غزلیات)/خموشیت گره افکند در دل همه کس
  11. محتشم کاشانی (غزلیات)/خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد
  12. محتشم کاشانی (غزلیات)/خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  13. محتشم کاشانی (غزلیات)/خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
  14. محتشم کاشانی (غزلیات)/خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
  15. محتشم کاشانی (غزلیات)/خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم
  16. محتشم کاشانی (غزلیات)/خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
  17. محتشم کاشانی (غزلیات)/دادم از دست برون دامن دلبر به عبث
  18. محتشم کاشانی (غزلیات)/دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
  19. محتشم کاشانی (غزلیات)/دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
  20. محتشم کاشانی (غزلیات)/داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
  21. محتشم کاشانی (غزلیات)/دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
  22. محتشم کاشانی (غزلیات)/در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم
  23. محتشم کاشانی (غزلیات)/در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
  24. محتشم کاشانی (غزلیات)/در شکار امروز صید آهوان او که بود
  25. محتشم کاشانی (غزلیات)/در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  26. محتشم کاشانی (غزلیات)/در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلک
  27. محتشم کاشانی (غزلیات)/در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  28. محتشم کاشانی (غزلیات)/در پرده‌ی عشق آهنگ زدای فتنه قانون ساز کن
  29. محتشم کاشانی (غزلیات)/درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
  30. محتشم کاشانی (غزلیات)/درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در و پیدا
  31. محتشم کاشانی (غزلیات)/دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
  32. محتشم کاشانی (غزلیات)/درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  33. محتشم کاشانی (غزلیات)/درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
  34. محتشم کاشانی (غزلیات)/درین کز دل بدی با من شکی نیست
  35. محتشم کاشانی (غزلیات)/دست به دست همچو گل آن بت مست می‌رود
  36. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل خود را هنوز اندر تمنای تو می‌بینم
  37. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل خود رای مرا برده گل خودروئی
  38. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
  39. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
  40. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
  41. محتشم کاشانی (غزلیات)/دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
  42. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
  43. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
  44. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد
  45. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  46. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارد
  47. محتشم کاشانی (غزلیات)/دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد
  48. محتشم کاشانی (غزلیات)/دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
  49. محتشم کاشانی (غزلیات)/دم جاندان آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
  50. محتشم کاشانی (غزلیات)/دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف