محتشم کاشانی (غزلیات)/دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز) از محتشم کاشانی |
' |
| دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز | تن غرق آب و آتش و دل پرشرر هنوز | |
| بسمل شدم به تیغ تو چون مرغ دم به دم | گرد سر تو از سر خد بیخبر هنوز | |
| بنیاد عمر شد متلاشی و از وفا | دست تلاش من به غمت در کمر هنوز | |
| آثار صبح حشر نمود و فلک نه شست | روی شب مرا به زلال سحر هنوز | |
| روزی که خار تربت من گل دهد مرا | باشد ز خار تو خون در جگر هنوز | |
| راز دلم ز پرده سراسر برون فتاد | این اشگ طفل مشرب من پرده در هنوز | |
| طوفان بحر هجر نشست و بسی گذشت | وز خوف جان محتشم اندر خطر هنوز |