محتشم کاشانی (غزلیات)/در شکار امروز صید آهوان او که بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (در شکار امروز صید آهوان او که بود) از محتشم کاشانی |
' |
| در شکار امروز صید آهوان او که بود | وانکه تیر غمزه میخورد از کمان او که بود | |
| مردمی با مردم آهو شکار او که کرد | جان فشان پیش خدنگ جانستان او که بود | |
| از هواداران نگهبان سپاه او که گشت | وز وفاداران نگهدار سگان او که بود | |
| تیر مژگان در کمان ابروان چون مینهاد | در میان جان هدف ساز نشان او که بود | |
| کشتکان چو بستهی فتراک خوبان میشدند | زان میان دلبسته موی میان او که بود | |
| شب که از جولان عنان برتافت همچون آفتاب | در رکاب او که رفت و همعنان او که بود | |
| محتشم چون از سگان افتاد امشب جدا | آن که در افغان نیامد از فغان او که بود |