محتشم کاشانی (غزلیات)/دهد اگرچه برون در بیشمار صدف
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (دهد اگرچه برون در بیشمار صدف) از محتشم کاشانی |
' |
| دهد اگرچه برون در بیشمار صدف | تو آن دری که برون ناید از هزار صدف | |
| برای چون تو دری شاید ای چکیدهی صنع | اگر دهان بگشاید هزار بار صدف | |
| عجب که تا به قیامت محیط هستی را | گران شود به چنین در شاهوار صدف | |
| توان گرفت بزر ز احترام گوشی را | که در راز تو را باشد ای نگار صدف | |
| شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر | بلی ز پرتو در دارد اعتبار صدف | |
| به جنبش آمده تا بحر هستی از اثرش | چنین دری نفکنده است برکنار صدف | |
| به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان | چنان پر است که از در شاهوار صدف |