محتشم کاشانی (غزلیات)/خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند) از محتشم کاشانی |
' |
| خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند | دعا کنم من و گویم خدا قبول کند | |
| فشاند آن که ز ما آستین رد به دو کون | کجا نیاز من بینوا قبول کند | |
| ز روی ساعد سلطان پریده شهبازی | چگونه طعمه ز دست گدا قبول کند | |
| در خز این درد و دوا چه بگشایند | که غیر بی جگر آنجا دوا قبول کند | |
| بلا و عافیت آیند اگر به معرض عرض | حریف عشق بلاشک بلا قبول کند | |
| مکن قبول ز کس دعوی محبت پاک | که درد را بگذارد دوا قبول کند | |
| اگر قبول کند مرد هر کجا دردیست | کسی که درد ندارد کجا قبول کند | |
| فقیه قابل عفو و فقیر نا قابل | ازین میانه کرم تا که را قبول کند | |
| شوم چو محتشم از مقبلان راه خدا | گرم به بندگی آن بیوفا قبول کند |