صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۹۰۱ تا #۲٬۹۵۰.
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه شد آن سرو سهی؟ کز لب این بام برفت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه عشقست این که در دل شد؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو آتشست به گرمی هوای تابستان
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو آشفته دیدی که شد کار ما
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو بر سفینهی دل نقش صورت تو نبشتم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو تیغ بر کشد آن بیوفا به قصد سرم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو دل شد زان او هرگز نمیرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو دل نمیدهد از کوی دوست برگشتن
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کش
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چو چشمش راه دل میزد من بیدل کجا بودم؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون مینهند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون ز بغداد و لب دجله دلم یار کند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون ساعدت مساعد آنست رشتهایم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون عشق در آید، قدم سر بنماند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون قد تو در چمن نباشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون همه ملک وجود خانهی شاهست و شاه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون کژ کنی به شیوه به سر بر کلاه را
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چیست آن شهریار در پرده؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کأس می در دست و کوس عشق بر بامستمان
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کار ما امروز زان رخ با نواست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کام دلم نشد ز دهانت روا هنوز
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کاکل آن پسر ز پیشانی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کجا شد ساربانش؟ تا دلم را تنگ در بندد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کدامین نقشبند این نقش بستی؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کسی که چشمهی چشمش چنین ز گریه بجوشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کمان مهر ترا چرخ چنبری نکشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/که رساند به من شیفتهی مسکین حال؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/که میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کو دیدهای که بیتو به خون تر نمیشود؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟