اوحدی مراغهای (غزلیات)/کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟ | این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند | |
| هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیم | از وصال تو، گرین جمله بران بگذارند | |
| در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرد | اگر این کار به صاحب نظران بگذارند | |
| صورتی را که ازو نور بصیرت خیزد | حیف باشد که بدین بیبصران بگذارند | |
| ما به پند پدران از پی خوبان روزی | بنشینیم گرین خوش پسران بگذارند | |
| ای که از دام من شیفته بگریختهای | دگرت صید کنم گرد گران بگذارند | |
| اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیست | با تو سهلست گرین بیخبران بگذارند |