اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون همه ملک وجود خانهی شاهست و شاه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (چون همه ملک وجود خانهی شاهست و شاه) از اوحدی مراغهای |
' |
| چون همه ملک وجود خانهی شاهست و شاه | راه چه جویی به غیر؟ بیش چه پویی به راه؟ | |
| ای که نچیدی گلش،، در گل خود کن نظر | ای که ندیدی رخش، در دل خود کن نگاه | |
| تا تو به خود میروی، گر چه نه بد میروی | بیتلفی نیست مال، بیکلفی نیست ماه | |
| رنگ دویی رنگ ماست ورنه ز نوری چراست؟ | پیکر چینی سفید، هیکل زنگی سیاه | |
| وادی قدسست هین! رو بکن از پای کفش | نادی عشقست هان! رو بنه از سر کلاه | |
| اوحدی، ار کار هست، بر در او بار هست | در شو و حجت بگیر، بگرو و حاجت بخواه | |
| یار کمینها کند، غارت دینها کند | آنکه چنینها کند، بر تو نگیرد گناه |