اوحدی مراغهای (غزلیات)/چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت) از اوحدی مراغهای |
' |
| چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت | گر هجر ما، گزینی، دوری ز حسن عادت | |
| شبهاست تا دلم را تب دارد از غم تو | آه! از تو، گر نیایی روزی بدین عیادت | |
| طبعت به طالع ما شد تند و تیز، ارنه | زین بیشتر نبودی بدمهر و بیارادت | |
| عشقی که نیست برتو، حربیست بیغنیمت | عیشی که نیست با تو، دینیست بیشهادت | |
| هر چند نیست با ما مهر تو در ترقی | هر لحظه با تو ما را شوقیست در زیارت | |
| شاگرد صورت تست آیینه در لطیفی | کین میکند تجلی و آن میکند اعادت | |
| چندان که جور خواهی بر جان من همی کن | کز بندگان نیاید کاری بجز عبادت | |
| باشد که: اوحدی را از غیب دست گیرد | آن کس که واقفست او بر غیب و بر شهادت |