اوحدی مراغهای (غزلیات)/کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم) از اوحدی مراغهای |
' |
| کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم | چو بادش از پی و چون برقش از قفا برویم | |
| چو باز مرغ دل ما هوای او دارد | ضرورتست که: چون مرغ در هوا برویم | |
| ز پی دویدن او جز به سر طریقی نیست | از آنکه ترک ادب باشد، ار به پا برویم | |
| ز ما رقیب چو بیگانه بود روز رحیل | رها نکرد که با یار آشنا برویم | |
| چنین که در پی او ما گریستیم، عجب! | گر آب دیده گذر میدهد، که ما برویم | |
| به روز وصل چو امید بود میبودم | بسوز هجر چو گشتیم مبتلا برویم | |
| بلاست دوری او، اوحدی، بکوش تو نیز | مگر پگاهتر از پیش این بلا برویم |