صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۳۰۱ تا #۲٬۳۵۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باز پیوند، که دوری به نهایت برسید
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باغ بهشت بیند بی‌داغ انتظاری
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/باید که مال دنیا مسمار دل نباشد
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بباد صبا گفتم از شوق دوش
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ببخشا، ای من مسکین به دل در دامت افتاده
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ببر، ای باد صبح‌دم، بده ای پیک نیک‌پی
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بت خورشید رخ من بگذارست امشب
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بخوابم دوش پرسیدی، ببیداری چه میگویی؟
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بد میکنند مردم زان بی‌وفا حکایت
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر خسته‌ای ملامت چندین چه می‌پسندی؟
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر گذشت از من و بنمود چو ماه از سر کوی
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بر گل از عنبر کمندی بسته‌ای
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بریدن حیفم آید بعد از آن عهد
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/برین دل هر دم از هجر تو دیگر گونه خار آید
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بمیرم چشم مستت را که جانم زنده می‌دارد
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بنده‌ی عشقیم و سالهاست که هستیم
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمدست
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به حسن عارض چون ماه و زیب چهره‌ی‌چون خور
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به خرابات برید از در این خانه مرا
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به خرابات گذارم ندهند از خامی
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به ذکر تو من شادمانی کنم
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به رخ شمع شبستانم تویی بس
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به سر زلف سیه دوش گره برزده بود