اوحدی مراغهای (غزلیات)/بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟) از اوحدی مراغهای |
' |
| بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟ | کورا نظر بپوشد شوخی به چشمبندی | |
| ای خواجهی فسرده، خوبی دلت نبرده | گر درد ما بنوشی، بر درد ما نخندی | |
| چون پسته لب ببستم از ذکر شکر او | زان شب که نقل کردیم آن پستهای قندی | |
| در دست کوته ما مهر زر ار نبیند | کی سر نهد به مهری؟ سروی بدان بلندی | |
| دیگر بهیچ آبی در بار و بر نیاید | شاخ سکون و صبرم، کز بیخ و بن بکندی | |
| هر کس حکایت خود اندر نبشت، لیکن | چون اوحدی که داند سر نیازمندی؟ |