صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۰۵۱ تا #۷٬۱۰۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش می‌کردم سوال از جان که آن جانانه کو
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش پیری یافتم در گوشه‌ی میخانه‌ئی
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش چون از لعل میگون تو می‌گفتم سخن
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش چون در شکن طره‌ی شب چین دادند
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش چون موکب سلطان خیالش برسید
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دگر وجود ندارد لطیفه‌ئی ز دهانش
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دی سیر برآمد دلم از روز جوانی
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیدم از دور بتی کاکلکش مشکینک
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب ای باد صبا گوئی که جائی بوده‌ئی
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب همه منزل من کوی مغان بود
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخت خورشید را یات جمالست
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخت شمع شبستان می‌نهندش
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخسار تو شمع کایناتست
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخش با آب و آتش در نقابست
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخشنده‌تر از مهر رخش ماه ندیدم
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رفت دوشم نفسی دیده‌ی گریان در خواب
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رقیب اگر بجفا باز داردم ز درش
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روز رخسار تو ماهی روشنست
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روزی به سر کوی خرابات رسیدم
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روضه‌ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روی این چرخ سیه روی ستمکاره سیاه
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روی تو گر بدیدمی جان بتو بر فشاندمی
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روی زمین و خون دلم نم گرفته است
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/روی نکو بی وجود ناز نباشد
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز باد نکهت دو تات می‌جوئیم
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز تو با بتو راز گویم بزبان بیزبانی