خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش چون در شکن طرهی شب چین دادند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (دوش چون در شکن طرهی شب چین دادند) از خواجوی کرمانی |
' |
| دوش چون در شکن طرهی شب چین دادند | مژدهی آمدن آن صنم چین دادند | |
| بیدلانرا سخنی از رخ دلبر گفتند | بلبلانرا خبری از گل نسرین دادند | |
| باسیران بلا ملک امان فرمودند | بفقیران گدا گنج سلاطین دادند | |
| عطر مجنون همه از سنبل لیلی سودند | کام خسرو همه از شکر شیرین دادند | |
| سوز پروانه دگر در دل شمع افکندند | مهر اورنگ بگلچهر خور آئین دادند | |
| خضر را آگهی از آب حیان آوردند | نامهی ویس گلندام برامین دادند | |
| روی اقبال بسوی من مسکین کردند | شادی گمشده را با من غمگین دادند | |
| بسها پرتوی از نور قمر بخشیدند | بگیا نکهت انفاس ریاحین دادند | |
| جان بشکرانه ده ایدل که کنون خواجو را | کام دل زان لب جانپرور شیرین دادند |