خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخ دلفروز تو ماهی خوشست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (رخ دلفروز تو ماهی خوشست) از خواجوی کرمانی |
' |
| رخ دلفروز تو ماهی خوشست | خط عنبرینت سیاهی خوشست | |
| شب گیسویت هست سالی دراز | ولی روز روی تو ماهی خوشست | |
| از آن چین زلف تو شد جای دل | که هندوستان جایگاهی خوشست | |
| اگر نیست ضعفی در آن چشم مست | چرا گاه بیمار و گاهی خوشست | |
| از آن مه بروی تو آرد پناه | که روی تو پشت و پناهی خوشست | |
| صبوحی گناهست در پای سرو | ولی راستی را گناهی خوشست | |
| اگر چه ره عقل و دین میزنی | بزن مطرب این ره که راهی خوشست | |
| گرت اسب بر سر دواند رواست | بنه پیش او رخ که شاهی خوشست | |
| بچشم کرم سوی خواجو نگر | که در چشم مستت نگاهی خوشست |