خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم) از خواجوی کرمانی |
' |
| رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم | خوشتر ز ره عشق بتان راه ندیدم | |
| عمریست که آن عمر عزیزم بشد از دست | ماهیست که آن طلعت چون ماه ندیدم | |
| دل خواسته بود از من دلداده ولیکن | جان نیز فدا کردم و دلخواه ندیدم | |
| آتش زدم از آه درین خرگه نیلی | چون طلعت او بر در خرگاه ندیدم | |
| تا در شکن زلف سیاه تو زدم دست | از دامن دل دست تو کوتاه ندیدم | |
| در مهر تو همره بجز از سایه نجستم | در عشق تو همدم بجز از آه ندیدم | |
| دلگیرتر از چاه زنخدان تو بر ماه | در گوی زنخدان مهی چاه ندیدم | |
| آشفتهتر از موت که بر موی کمر گشت | من موی کسی تا بکمرگاه ندیدم | |
| از خرمن سودای تو سرمایهی خواجو | حاصل بحز از گونه چون کاه ندیدم |