صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۲۰۱ تا #۲٬۲۵۰.
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای از عرب و از عجمت مثل نزاده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای برون از بلندی و پستی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای به خار هجر ما را سفته دل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ترک، دل ما را خوشدار به جان تو
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای تن و اندامت از گل خرمنی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای حلقه کرده دلها در حلقهای گوشت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای خرمن گل خوشهچین پیش تن و اندام تو
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای خواجه، چه آوردی زین خانه بدر بودن؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای در دل من چو جان کجایی؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای در غم عشقت مرا اندیشهی بهبود نه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای دل مکن، بهر ستمی این نفیر ازو
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای دل پر هوش ما با همه فرزانگی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای دل، از هجران او زارم همی باید گریست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای دل، بیا و در رخ آن حور مینگر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای رخت خرم و دهانت خوش
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز زلفت عقل در دام آمده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز سودای تو در هر گوشهای آواره من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز لعلت قیمت یاقوت پست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز چین و حلقهی زلف سیاه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ز گل سوری دهنت غنچه نمایی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای زاهد مستور، زمن دور، که مستم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای سفر کرده، دلم بیتو بفرسود،بیا
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای شب تیره فرع گیسیویت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای شهر شگرفان را غیر از تو امیری نه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای صبا، از من آشفته فلان را میپرس
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای صبا، حال من بدو برسان
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای صبا، یار مرا از من بییار بپرس
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای طیرهی شب طرهی خورشید پناهت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای عید روزهداران ابروی چون هلالت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای غم عشق تو یار غار ما
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ماه سر نهاده از مهر بر زمینت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ماه و مشتری ز جمالت قرینهای