اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی) از اوحدی مراغهای |
' |
| ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی | خون دل شکستهی ما را چه میمکی؟ | |
| بگشای زلف و غارت دلها ببین، اگر | از بند زلف دلشکن خویش درشکی | |
| مانند گل ز جامه پدیدار میشود | اندام روشن تو ز خوبی و نازکی | |
| هر کس که دید روی ترا نیک روز شد | روزت خجسته باد! که ماهی مبارکی | |
| ترک تو چون کنم؟ که ز ترکی هزار بار | گر تیغ بر سرم شکنی، تاج تارکی | |
| گویی حسود چاره سگالم چها کند؟ | گر بشنود دگر که تو با اوحدی یکی |