هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۴۵۱ تا #۷٬۵۰۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر بفریب میکشی ور بعتاب میکشی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر دلم روز وداع از پی محمل میشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر میکشندم ور میکشندم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر نگویم دوستی از دوستانت بودهام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر چه من آب رخ از خاک درت یافتهام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرد ماه از مشک چنبر کردهئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گردون کنایتی ز سر بام ما بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرهی زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گرچه کاری چو عقبازی نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گفتا تو از کجائی کاشفته مینمائی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گفتا تو از کجایی کاشفته مینمایی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گل اندامی که گلگون میدواند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گل بستان خرد لفظ دلارای منست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گل سوری دگر بجلوه گری
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گل نهالی به بوستان آورد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گلزار جنتست رخ حور پیکرش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گلی به رنگ تو از غنچه بر نمیآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گلی به رنگ تو در بوستان نمیبینم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گهم رانی و گه دشنام خوانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/گویند که صبرآتش عشقت بنشاند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/یا باری البرایا یا زاری الذراری
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/یا حادیالنیاق قد ذبت فیالفراق
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/یا رب این هدهد میمون ز کجا میآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول