خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست) از خواجوی کرمانی |
' |
| گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست | سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست | |
| ای صاحب اجل که روی در قفای دل | رخش امل مران که اجل در قفای تست | |
| گر نفس راه میزندت کاین طریق نیست | از ره مرو که پیر خرد رهنمای تست | |
| زین تابخانه رخت برون بر که کاینات | یک غرفه بر در حرم کبریای تست | |
| جای وقوف نیست درین دامگاه دیو | بگذر که این مزابل سفلی نه جای تست | |
| از ره مرو بنغمه سراییدن غراب | چون مرغ روح بلبل بستانسرای تست | |
| بر فرش خاک تکیه زدن شرط عقل نیست | چون تختگاه عالم جان متکای تست | |
| ای یار آشنا که دم از خویش میزنی | بیگانه شو ز خویش چو یار آشنای تست | |
| خواجو اگر بقا طلبی از فنا مترس | چون بنگری فنای تو عین بقای تست |