خواجوی کرمانی (غزلیات)/گر میکشندم ور میکشندم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (گر میکشندم ور میکشندم) از خواجوی کرمانی |
' |
| گر میکشندم ور میکشندم | گردن نهادم چون پای بندم | |
| گفتم ز قیدش یابم رهایی | لیکن چو آهو سر در کمندم | |
| سرو بلندم وقتی در آید | کز در درآید بخت بلندم | |
| بر چشم پرخون چون ابر گریم | بر دور گردون چون برق خندم | |
| پند لبیبان کی کار بندم | زیرا که سودی نبود ز پندم | |
| جور تو سهلست ار میپسندی | لیکن ز دشمن ناید پسندم | |
| گر خون برآنی کز من برانی | از زخم تیغت نبود گزندم | |
| صورت نبندم مثل تو در چین | زیرا که مثلت صورت نبندم | |
| گفتی که خواجو در درد میرد | آری چه درمان چون دردمندم |