صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۱۰۱ تا #۷٬۱۵۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز جام عشق تو عقلم خراب میگردد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز حال بیخبرانت خبر نمیباشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز رارض دار سعدی یا بارق الغوادی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز زلفش نافهی تاتار تاریست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز شهریار که آید که حال یار بگوید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز لعل عیسویان قصه مسیحا پرس
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زندهاند آنها که پیش چشم خوبان مردهاند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنابی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی تاری ز زلفت مشگ تاتار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی خطی به خطا برده سوی خطهی چین
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی روی تو صبح شب نشینان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی ز بادهی لعلت در آتش آب زلال
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی زلفت گرهگیری پر از بند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی طناب سراپردهی تو گیسوی حور
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی لعل تو در درج منضود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی مستی من ز بادام مستش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقی سیمبر بیار شراب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقیا ساغر شراب کجاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقیا می زین فزونتر کن که میخواران بسند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ساقیان چون دم از شراب زنند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سبحان من تقدس بالعز و الجلال
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سبحان من یسبحه الرمل فی القفار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سبزه پیرامن سرچشمهی نوشش نگرید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سحر بگوش صبوحی کشان بادهپرست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سحرگه ماه عقرب زلف من مست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سخن یار ز اغیار بباید پوشید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/سرو را پای به گل میرود از رفتارش