خواجوی کرمانی (غزلیات)/زهی طناب سراپردهی تو گیسوی حور
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (زهی طناب سراپردهی تو گیسوی حور) از خواجوی کرمانی |
' |
| زهی طناب سراپردهی تو گیسوی حور | بزن سریر توجه ببارگاه سرور | |
| کجا منزل کروبیان بری هودج | از این طوافگه اهرمن نکرده عبور | |
| علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس | اگر برون نبری رخت از اینسرای غرور | |
| چو این سراچهی خاکی مقام عاریتیست | بعاریت نتوان گشت از این صفت مغرور | |
| اگر بگلشن انظر الیک ره نبری | کجا بگوش تو آید صفیر طایر طور | |
| ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد | اگر چه بود بفرمان او وحوش و طیور | |
| ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن | کسی که روی نهد پیش رای او جیپور | |
| کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل | به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور | |
| غلام همت صاحبدلان جانبازم | که در عطیه شکورند و در بلیه صبور | |
| ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو | کسی که در کنف کبریا بود مستور |