صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۱۵۱ تا #۶٬۲۰۰.

  1. خاقانی (غزلیات)/پشت پایی زد خرد را روی تو
  2. خاقانی (غزلیات)/پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وار
  3. خاقانی (غزلیات)/پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار
  4. خاقانی (غزلیات)/چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت
  5. خاقانی (غزلیات)/چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
  6. خاقانی (غزلیات)/چشم ما بر دوخت عشق و پرده‌ی ما بردرید
  7. خاقانی (غزلیات)/چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
  8. خاقانی (غزلیات)/چه روح افزا و راحت باری ای باد
  9. خاقانی (غزلیات)/چه نشینم که فتنه بر پای است
  10. خاقانی (غزلیات)/چه کرد این بنده جز آزاد مردی
  11. خاقانی (غزلیات)/چه کردم کاستین بر من فشاندی
  12. خاقانی (غزلیات)/چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
  13. خاقانی (غزلیات)/چه کرده‌ام که مرا پایمال غم کردی
  14. خاقانی (غزلیات)/چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
  15. خاقانی (غزلیات)/چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
  16. خاقانی (غزلیات)/چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
  17. خاقانی (غزلیات)/چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم
  18. خاقانی (غزلیات)/چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
  19. خاقانی (غزلیات)/کار عشق از وصل و هجران درگذشت
  20. خاقانی (غزلیات)/کار گیتی را نوائی مانده نیست
  21. خاقانی (غزلیات)/کاشکی جز تو کسی داشتمی
  22. خاقانی (غزلیات)/کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  23. خاقانی (غزلیات)/کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  24. خاقانی (غزلیات)/کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
  25. خاقانی (غزلیات)/کو صبح که بار شب کشیدم
  26. خاقانی (غزلیات)/کیست که در کوی تو فتنه‌ی روی نیست
  27. خاقانی (غزلیات)/گر بر در وصالت امید بار بودی
  28. خاقانی (غزلیات)/گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
  29. خاقانی (غزلیات)/گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
  30. خاقانی (غزلیات)/گر زیر زلف بند او باد صبا جا یافتی
  31. خاقانی (غزلیات)/گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری
  32. خاقانی (غزلیات)/گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب
  33. خاقانی (غزلیات)/گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
  34. خاقانی (غزلیات)/گرنه تو ای زود سیر تشنه‌ی خون منی
  35. خاقانی (غزلیات)/گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا
  36. خاقانی (غزلیات)/گرچه به دست کرشمه‌ی تو اسیرم
  37. خاقانی (غزلیات)/گرچه جانی از نظر پنهان مشو
  38. خاقانی (غزلیات)/گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
  39. خاقانی (غزلیات)/گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
  40. خاقانی (غزلیات)/گلی از باغ وفا آمده‌ای
  41. خاقانی (غزلیات)/گویم همه دل منی و جانی
  42. خاقانی (غزلیات)/یا وصل تو را نشانه بایستی
  43. خاقانی (غزلیات)/یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
  44. خاقانی (غزلیات)/یارب از عشق چه سرمستم و بی‌خویشتنم
  45. خاقانی (غزلیات)/یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
  46. خاقانی (غزلیات)/یک زبان داری و صد عشوه‌گری
  47. خاقانی (غزلیات)/یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده‌ام
  48. خاقانی (غزلیات)/یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  49. خاقانی (قصاید)
  50. خاقانی (قصاید)/آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود