خاقانی (غزلیات)/پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشهوار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشهوار) از خاقانی |
' |
| پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشهوار | لبها بنفشه رنگ ز تبهای بیقرار | |
| زان خط و لب که هر دو بنفشه به شکرند | وقت بنفشه دارم سودای بیشمار | |
| من چون بنفشه بر سر زانو نهاده سر | زانو بنفشه رنگتر از لب هزار بار | |
| همچون بنفشه کز تف آتش بریخت خوی | زان زلف چون بنفشه دل من بسوخت زار | |
| سودا برد بنفشه و شکر چرا مرا | زان شکر و بنفشه به سودار رسید کار | |
| از بس که غم خورم ز سپهر بنفشه رنگ | خاقانی بنفشه دلم خواند روزگار | |
| بازار دل بنفشه صفت تحفهای کنم | تا دستهی بنفشه نهم پیش شهریار | |
| سلطان اعظم آنکه به تیغ بنفشهفام | اندر دل مخالف دین شد بنفشه کار | |
| تیغ بنفشه گونش برد شاخ شر چنانک | بیخ بنفشه، بوی دهان شرابخوار | |
| گر پیش ما به بوی بنفشه برد نمک | تیغش نمک تن است به رنگی بنفشهوار |