خاقانی (غزلیات)/پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار) از خاقانی |
' |
| پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار | کو عقد عنبرین که شکوفه کند نثار | |
| ای مرد با شکوفه چه سازم طریق انس | این بس مرا که دیدهی من شد شکوفهبار | |
| جانم شکوفهوار شکافان شد از هوس | چون حجلهی شکوفه برانداخت نوبهار | |
| هر شب که پر شکوفه شود روی آسمان | در چشم من شکوفهوش آید خیال یار | |
| شاخ شکوفهدار امیدم شکسته شد | چون از شکوفه قبهی نو بست شاخسار | |
| کو آن شکوفهی طرب و میوهی دلم | اکنون که پر طلسم شکوفه است میوهدار | |
| چون زان شکوفه عارض امید به نبود | امید من بمرد به طفلی شکوفهوار | |
| هست از شکوفه نغزتر و شوخ دیدهتر | خاقانی از شکوفه امید بهی مدار |