صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۹۰۱ تا #۵٬۹۵۰.

  1. خاقانی (غزلیات)/به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
  2. خاقانی (غزلیات)/به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
  3. خاقانی (غزلیات)/به صفت، عاشق جمال توایم
  4. خاقانی (غزلیات)/به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
  5. خاقانی (غزلیات)/به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
  6. خاقانی (غزلیات)/به یکی نامه‌ی خودم دریاب
  7. خاقانی (غزلیات)/بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
  8. خاقانی (غزلیات)/بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  9. خاقانی (غزلیات)/بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
  10. خاقانی (غزلیات)/تا بیش دل خراب داری
  11. خاقانی (غزلیات)/تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
  12. خاقانی (غزلیات)/تا حلقه‌های بهم برشکسته‌ای
  13. خاقانی (غزلیات)/تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
  14. خاقانی (غزلیات)/تا لوح جفا درست کردی
  15. خاقانی (غزلیات)/تا مرا سودای تو خالی نگرداند ز من
  16. خاقانی (غزلیات)/تا مرا عشق یار غار افتاد
  17. خاقانی (غزلیات)/تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
  18. خاقانی (غزلیات)/تا چند ستم رسیده باشم
  19. خاقانی (غزلیات)/تاطرف کلاه برشکستی
  20. خاقانی (غزلیات)/تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
  21. خاقانی (غزلیات)/تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی
  22. خاقانی (غزلیات)/ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
  23. خاقانی (غزلیات)/ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
  24. خاقانی (غزلیات)/تعاطی الکاس من شان الصبوح
  25. خاقانی (غزلیات)/تو را افتد که با ما سر برآری
  26. خاقانی (غزلیات)/تو را در دوستی رائی نمی‌بینم، نمی‌بینم
  27. خاقانی (غزلیات)/تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی‌تابد
  28. خاقانی (غزلیات)/تو چه دانی که من از وفا چه نمودم به جای تو
  29. خاقانی (غزلیات)/تیره زلفا باده‌ی روشن کجاست
  30. خاقانی (غزلیات)/جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
  31. خاقانی (غزلیات)/جان از تنم برآید چون از درم درآئی
  32. خاقانی (غزلیات)/جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
  33. خاقانی (غزلیات)/جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
  34. خاقانی (غزلیات)/جانا لب تو پیش‌کش از ما چه ستاند
  35. خاقانی (غزلیات)/جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
  36. خاقانی (غزلیات)/حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
  37. خاقانی (غزلیات)/حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  38. خاقانی (غزلیات)/حصن جان ساز در جهان خلوت
  39. خاقانی (غزلیات)/خار غم تو گل طرب دارد
  40. خاقانی (غزلیات)/خاک بغداد در آب بصرم بایستی
  41. خاقانی (غزلیات)/خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
  42. خاقانی (غزلیات)/خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
  43. خاقانی (غزلیات)/خاکم که مرا منی نیابی
  44. خاقانی (غزلیات)/خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
  45. خاقانی (غزلیات)/خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت
  46. خاقانی (غزلیات)/خرمی کان فلک دهد غم دان
  47. خاقانی (غزلیات)/خسته‌ام نیک از بد ایام خویش
  48. خاقانی (غزلیات)/خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
  49. خاقانی (غزلیات)/خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
  50. خاقانی (غزلیات)/خود لطف بود چندان ای جان که تو داری