خاقانی (غزلیات)/تا لوح جفا درست کردی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (تا لوح جفا درست کردی) از خاقانی |
' |
| تا لوح جفا درست کردی | سر کیسهی عهد سست کردی | |
| ای من سگ تو، تو بر سگ خویش | بسیار جفای چست کردی | |
| گفتی سگ من چه داغ دارد | آن داغ که از نخست کردی | |
| کشتیم درست و بر لب خویش | خون دل من درست کردی | |
| گفتی ز جفا چه کردم آخر | چندان که مراد توست کردی | |
| خاقانی بس کز اهل جستن | سر در سر کار جست کردی |