خاقانی (غزلیات)/حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار) از خاقانی |
' |
| حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار | سرم کدو چکنی یک کدوی باده بیار | |
| دو قبله نیست روا، یا صلاح یا باده | سر صلاح ندارم سبوی باده بیار | |
| به صبح و شام که گلگونهای و غالیهای است | مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار | |
| عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد | ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار | |
| ببین که عمر گریبان دریده میگذرد | بگیر دامنش از ره بسوی باده بیار | |
| منادیان قدح را به جان زنم لبیک | چو من حریفی لبیک گوی باده بیار | |
| صبح گویم، سبوح گوی چون باشم | چو من ملامتیی رخصه جوی باده بیار | |
| به جویبار بهشتت چه کار خاقانی | دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار |