خاقانی (غزلیات)/ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب) از خاقانی |
' |
| ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب | خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب | |
| به ریا خواب چو زاهد نبود بیداری | چند جامی بکش از بادهی گلفام بخسب | |
| در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال | شب دراز است دمی در قفس و دام بخسب | |
| گر به خورشید رخی گرم شود آغوشی | تا دم صبح قیامت ز سر شام بخسب | |
| بالش از خم کن و بستر بکن از لای شراب | بگذر از ننگ مبرا بشو از نام بخسب | |
| همچو محمل برو آفات به غفلت بگذار | در جهان بیخبر از کف وز اسلام بخسب | |
| نغمهی من بشنو باده بکش مست بشو | شب ماه است به جانان به لب بام بخسب |