صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۰۵۱ تا #۴٬۱۰۰.
- عطار (غزلیات)/در دلم بنشستهای بیرون میا
- عطار (غزلیات)/در دلم تا برق عشق او بجست
- عطار (غزلیات)/در ده خبر است این که ز مه ده خبری نیست
- عطار (غزلیات)/در ده می عشق یک دم ای ساقی
- عطار (غزلیات)/در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
- عطار (غزلیات)/در راه تو هر که راهبر شد
- عطار (غزلیات)/در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
- عطار (غزلیات)/در ره او بی سر و پا میروم
- عطار (غزلیات)/در ره عشاق نام و ننگ نیست
- عطار (غزلیات)/در ره عشق تو پایان کس ندید
- عطار (غزلیات)/در رهت حیران شدم ای جان من
- عطار (غزلیات)/در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
- عطار (غزلیات)/در سرم از عشقت این سودا خوش است
- عطار (غزلیات)/در سفر عشق چنان گم شدم
- عطار (غزلیات)/در صفت عشق تو شرح و بیان نمیرسد
- عطار (غزلیات)/در عشق به سر نخواهم آمد
- عطار (غزلیات)/در عشق تو عقل سرنگون گشت
- عطار (غزلیات)/در عشق تو من توام تو من باش
- عطار (غزلیات)/در عشق تو گم شدم به یکبار
- عطار (غزلیات)/در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس
- عطار (غزلیات)/در عشق قرار بیقراری است
- عطار (غزلیات)/در عشق همی بلا همی جویم
- عطار (غزلیات)/در قعر جان مستم دردی پدید آمد
- عطار (غزلیات)/در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
- عطار (غزلیات)/در چه طلسم است که ما ماندهایم
- عطار (غزلیات)/در کنج اعتکاف دلی بردبار کو
- عطار (غزلیات)/درآمد از در دل چون خرابی
- عطار (غزلیات)/درآمد دوش ترک نیم مستم
- عطار (غزلیات)/درآمد دوش ترکم مست و هشیار
- عطار (غزلیات)/درآمد دوش دلدارم به یاری
- عطار (غزلیات)/درج لعلت دلگشای مردم است
- عطار (غزلیات)/درج یاقوت درفشان کردی
- عطار (غزلیات)/درد دل را دوا نمیدانم
- عطار (غزلیات)/درد دل من از حد و اندازه درگذشت
- عطار (غزلیات)/درد من از عشق تو درمان نبرد
- عطار (غزلیات)/درد من هیچ دوا نپذیرد
- عطار (غزلیات)/درد کو تا دردوار خواهم رسید
- عطار (غزلیات)/دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
- عطار (غزلیات)/دردا که ز یک همدم آثار نمیبینم
- عطار (غزلیات)/دردی است درین دلم نهانی
- عطار (غزلیات)/درکش سر زلف دلستانش
- عطار (غزلیات)/دریاب که رخت برنهادم
- عطار (غزلیات)/دریغا کانچه جستم آن ندیدم
- عطار (غزلیات)/درین نشیمن خاکی بدین صفت که منم
- عطار (غزلیات)/دست با تو در کمر خواهیم کرد
- عطار (غزلیات)/دست در دامن جان خواهم زد
- عطار (غزلیات)/دست در عشقت ز جان افشاندهایم
- عطار (غزلیات)/دست می ندهد که بی تو دم زنم
- عطار (غزلیات)/دست نمیدهد مرا بی تو نفس زدن دمی
- عطار (غزلیات)/دستم نرسد به زلف چون شستش