عطار (غزلیات)/در سفر عشق چنان گم شدم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (در سفر عشق چنان گم شدم) از عطار |
' |
| در سفر عشق چنان گم شدم | کز نظر هر دو جهان گم شدم | |
| نام و نشانم ز دو عالم مجوی | کز ورق نام و نشان گم شدم | |
| هیچ کسم نیز نبیند دگر | کز خطوات تن و جان گم شدم | |
| جامهدران اشک فشان آمدم | رقصکنان نعرهزنان گم شدم | |
| چون همه از گم شدگی آمدند | گم شدگی جستم از آن گم شدم | |
| بار امانت چو گران بود و صعب | من سبک از بار گران گم شدم | |
| گم شدم و گم شدم و گم شدم | خود چه شناسم که چه سان گم شدم | |
| سایهی یک ذره چه سان گم شود | در بر خورشید چنان گم شدم | |
| بحر شغبناک چو گشت آشکار | بر صفت قطره نهان گم شدم | |
| قطره بدم بحر به من باز خورد | تا خبرم بد به میان گم شدم | |
| شد همگی هستی عطار نیست | تا ز میان همگان گم شدم |