صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۲٬۴۵۱ تا #۳۲٬۵۰۰.

  1. صائب تبریزی (غزلیات)/طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
  2. صائب تبریزی (غزلیات)/طی شد زمان پیری و دل داغدار ماند
  3. صائب تبریزی (غزلیات)/عاشق سلسله‌ی زلف گرهگیرم من
  4. صائب تبریزی (غزلیات)/عرق‌فشانی آن گلعذار را دریاب
  5. صائب تبریزی (غزلیات)/عقده‌ای نگشود آزادی ز کارم همچو سرو
  6. صائب تبریزی (غزلیات)/عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  7. صائب تبریزی (غزلیات)/عمری است حلقه‌ی در میخانه‌ایم ما
  8. صائب تبریزی (غزلیات)/فلک به آبله‌ی خار دیده می‌ماند
  9. صائب تبریزی (غزلیات)/ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
  10. صائب تبریزی (غزلیات)/ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم
  11. صائب تبریزی (غزلیات)/ما تازه روی چون صدف از دانه‌ی خودیم
  12. صائب تبریزی (غزلیات)/ما خنده را به مردم بی‌غم گذاشتیم
  13. صائب تبریزی (غزلیات)/ما در شکست گوهر یکدانه‌ی خودیم
  14. صائب تبریزی (غزلیات)/ما درد را به ذوق می ناب می‌کشیم
  15. صائب تبریزی (غزلیات)/ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده‌ایم
  16. صائب تبریزی (غزلیات)/ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم
  17. صائب تبریزی (غزلیات)/ما رخت خود به گوشه‌ی عزلت کشیده‌ایم
  18. صائب تبریزی (غزلیات)/ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم
  19. صائب تبریزی (غزلیات)/ما نقش دلپذیر ورق‌های ساده‌ایم
  20. صائب تبریزی (غزلیات)/ما نقل باده را ز لب جام کرده‌ایم
  21. صائب تبریزی (غزلیات)/ما هوش خود با باده‌ی گلرنگ داده‌ایم
  22. صائب تبریزی (غزلیات)/ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم
  23. صائب تبریزی (غزلیات)/ما کنج دل به روضه‌ی رضوان نمی‌دهیم
  24. صائب تبریزی (غزلیات)/ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم
  25. صائب تبریزی (غزلیات)/ما گرانی از دل صحرای امکان می‌بریم
  26. صائب تبریزی (غزلیات)/ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم
  27. صائب تبریزی (غزلیات)/ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده‌ام
  28. صائب تبریزی (غزلیات)/مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
  29. صائب تبریزی (غزلیات)/مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است
  30. صائب تبریزی (غزلیات)/مرگ سبکروان طلب، آرمیدن است
  31. صائب تبریزی (غزلیات)/من نمی‌آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
  32. صائب تبریزی (غزلیات)/مهربانی از میان خلق دامن چیده است
  33. صائب تبریزی (غزلیات)/موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
  34. صائب تبریزی (غزلیات)/موج شراب و موجه‌ی آب بقا یکی است
  35. صائب تبریزی (غزلیات)/مکتوب من به خدمت جانان که می‌برد؟
  36. صائب تبریزی (غزلیات)/مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  37. صائب تبریزی (غزلیات)/مکن منع تماشایی ز دیدن
  38. صائب تبریزی (غزلیات)/می‌کند یادش دل بیتاب و از خود می‌رود
  39. صائب تبریزی (غزلیات)/می‌کنم دل خرج، تا سیمین بری پیدا کنم
  40. صائب تبریزی (غزلیات)/نداد عشق گریبان به دست کس ما را
  41. صائب تبریزی (غزلیات)/نه آسمان سبوکش میخانه‌ی تواند
  42. صائب تبریزی (غزلیات)/نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
  43. صائب تبریزی (غزلیات)/نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  44. صائب تبریزی (غزلیات)/نه پشت پای بر اندیشه می‌توانم زد
  45. صائب تبریزی (غزلیات)/نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می‌لرزم
  46. صائب تبریزی (غزلیات)/نه گل، نه لاله درین خارزار می‌ماند
  47. صائب تبریزی (غزلیات)/نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
  48. صائب تبریزی (غزلیات)/نیستم غمگین که خالی چون کدویم می‌کنند
  49. صائب تبریزی (غزلیات)/هر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد
  50. صائب تبریزی (غزلیات)/هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد