صائب تبریزی (غزلیات)/نه آسمان سبوکش میخانهی تواند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (نه آسمان سبوکش میخانهی تواند) از صائب تبریزی |
' |
| نه آسمان سبوکش میخانهی تواند | در حلقهی تصرف پیمانهی تواند | |
| چندان که چشم کار کند در سواد خاک | مردم خراب نرگس مستانهی تواند | |
| گردنکشان شیشه و افتادگان جام | در زیر دست ساقی میخانهی تواند | |
| آن خسروان که روز بزرگی کنند خرج | چون شب شود، گدای در خانهی تواند | |
| ما خود چه ذرهایم، که خورشید طلعتان | با روی آتشین همه پروانهی تواند | |
| صائب بگو، که پرده شناسان روزگار | از دل تمام گوش به افسانهی تواند |