صائب تبریزی (غزلیات)/ما کنج دل به روضهی رضوان نمیدهیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (ما کنج دل به روضهی رضوان نمیدهیم) از صائب تبریزی |
' |
| ما کنج دل به روضهی رضوان نمیدهیم | این گوشه را به ملک سلیمان نمیدهیم | |
| خاک مراد ماست دل خاکسار ما | تصدیع آستان بزرگان نمیدهیم | |
| بیآبرو، حیات ابد زهر قاتل است | ما آبرو به چشمهی حیوان نمیدهیم | |
| از مفسلی، کفایت ما چون ده خراب | این بس، که باج و خرج به سلطان نمیدهیم | |
| یوسف به سیم قلب فروشی نه کار ماست | از دست، نقد وقت خود آسان نمیدهیم | |
| بیپرده عیبهای خود اظهار میکنیم | فرصت به عیبجویی یاران نمیدهیم | |
| باشد سبکتر از همه ایام، درد ما | روزی که درد سر به طبیبان نمیدهیم | |
| در کاروان ما جرس قال و قیل نیست | راه سخن به هرزه درایان نمیدهیم | |
| در بزم اهل حال، لب از حرف بستهایم | جام تهی به بادهپرستان نمیدهیم | |
| صائب گهر به سنگ زدن بیبصیرتی است | عرض سخن به مردم نادان نمیدهیم |