صائب تبریزی (غزلیات)/موج شراب و موجهی آب بقا یکی است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (موج شراب و موجهی آب بقا یکی است) از صائب تبریزی |
' |
| موج شراب و موجهی آب بقا یکی است | هر چند پردههاست مخالف، نوا یکی است | |
| خواهی به کعبه رو کن و خواهی به سومنات | از اختلاف راه چه غم، رهنما یکی است | |
| این ما و من نتیجهی بیگانگی بود | صد دل به یکدگر چو شود آشنا، یکی است | |
| در چشم پاک بین نبود رسم امتیاز | در آفتاب، سایهی شاه و گدا یکی است | |
| بی ساقی و شراب، غم از دل نمیرود | این درد را طبیب یکی و دوا یکی است | |
| از حرف خود به تیغ نگردیم چون قلم | هر چند دل دو نیم بود، حرف ما یکی است | |
| صائب شکایت از ستم یار چون کند؟ | هر جا که عشق هست، جفا و وفا یکی است |