صائب تبریزی (غزلیات)/هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد) از صائب تبریزی |
' |
| هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد | هر تشنهلب به چشمهی حیوان نمیرسد | |
| کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق | این کشتی شکسته به طوفان نمیرسد | |
| وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار | دایم نسیم مصر به کنعان نمیرسد | |
| کوتاهی از من است نه از سرو ناز من | دست ز کار رفته به دامان نمیرسد | |
| آه من است در دل شبهای انتظار | طومار شکوهای که به پایان نمیرسد | |
| هر چند صبح عید ز دل زنگ میبرد | صائب به فیض چاک گریبان نمیرسد |