صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۴۵۱ تا #۳۰٬۵۰۰.
- سعدی (غزلیات)/صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین
- سعدی (غزلیات)/صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
- سعدی (غزلیات)/صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست
- سعدی (غزلیات)/صید بیابان عشق چون بخورد تیر او
- سعدی (غزلیات)/طرفه میدارند یاران صبر من بر داغ و درد
- سعدی (غزلیات)/طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن
- سعدی (غزلیات)/عشرت خوشست و بر طرف جوی خوشترست
- سعدی (غزلیات)/عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
- سعدی (غزلیات)/عشق در دل ماند و یار از دست رفت
- سعدی (غزلیات)/عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
- سعدی (غزلیات)/عقبازی نه من آخر به جهان آوردم
- سعدی (غزلیات)/عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی
- سعدی (غزلیات)/عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم
- سعدی (غزلیات)/عمری به بوی یاری کردیم انتظاری
- سعدی (غزلیات)/عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
- سعدی (غزلیات)/عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم
- سعدی (غزلیات)/عیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاند
- سعدی (غزلیات)/عیب یاران و دوستان هنرست
- سعدی (غزلیات)/عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
- سعدی (غزلیات)/غلام آن سبک روحم که با من سر گران دارد
- سعدی (غزلیات)/غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
- سعدی (غزلیات)/فتنهام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر
- سعدی (غزلیات)/فراق دوستانش باد و یاران
- سعدی (غزلیات)/فراق را دلی از سنگ سختتر باید
- سعدی (غزلیات)/فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی
- سعدی (غزلیات)/فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد
- سعدی (غزلیات)/فریاد من از فراق یارست
- سعدی (غزلیات)/قیامت باشد آن قامت در آغوش
- سعدی (غزلیات)/قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
- سعدی (غزلیات)/لاابالی چه کند دفتر دانایی را
- سعدی (غزلیات)/ما به روی دوستان از بوستان آسودهایم
- سعدی (غزلیات)/ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری
- سعدی (غزلیات)/ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
- سعدی (غزلیات)/ما در خلوت به روی خلق ببستیم
- سعدی (غزلیات)/ما دل دوستان به جان بخریم
- سعدی (غزلیات)/ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
- سعدی (غزلیات)/ما را همه شب نمیبرد خواب
- سعدی (غزلیات)/ما سپر انداختیم گر تو کمان میکشی
- سعدی (غزلیات)/ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن
- سعدی (غزلیات)/ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
- سعدی (غزلیات)/ما گدایان خیل سلطانیم
- سعدی (غزلیات)/ماه رویا روی خوب از من متاب
- سعدی (غزلیات)/ماه چنین کس ندید خوش سخن و کش خرام
- سعدی (غزلیات)/مبارکتر شب و خرمترین روز
- سعدی (غزلیات)/متقلب درون جامه ناز
- سعدی (غزلیات)/متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
- سعدی (غزلیات)/مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
- سعدی (غزلیات)/مجنون عشق را دگر امروز حالتست
- سعدی (غزلیات)/مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
- سعدی (غزلیات)/مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد