صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۹۵۱ تا #۳٬۰۰۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/کیست آن مه؟ که می‌رود نازان
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر آن کاری که من دانم بر آید
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر بنگری در آینه روزی صفای خویش
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر به دست آوریم دامن دوست
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر تو سری میکشی تا نکنی آشتی
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر تو طالب عشقی، غم دمادمست اینجا
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر تو گل چهره در آیی به چمن مست امروز
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر دستها چو زلف در آرم به گردنش
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر دهد یارت امان ایمن مشو
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر شبی چاره‌ی این درد جدایی بکنم
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز تو
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر نخواهی که نظر با من درویش کنی
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر نقش روی خوب تو بر منظری کنند
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر وصل آن نگار میسر شود مرا
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر چه امید ندارم که: شوم شاد از تو
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر چه در پای هوی و هوست می‌میرم
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر چه در کوی وفا جا نگرفتی و سرایی
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر کسی در عشق آهی می‌کند
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گرد مغان گرد و بادهای مغانه
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گرچه صد بارم برانند از برت
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتم: از عشق توسرگشته چو گویم، تو چه گویی؟
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتم: که: بی‌وصال تو ما را به سر شود
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفته بودم با من: کان جا نباید رفتنت
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گفتی: ز عشق بازی کاری نمی‌گشاید
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گل ز روی او شرمسار شد
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گلت بنده گردید و شمشاد نیز
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/گو: هر که در جهان به تماشا رویدو گشت