اوحدی مراغهای (غزلیات)/گلت بنده گردید و شمشاد نیز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (گلت بنده گردید و شمشاد نیز) از اوحدی مراغهای |
' |
| گلت بنده گردید و شمشاد نیز | غلام تو شد سرو آزاد نیز | |
| که صد رحمت ایزدی بر رخت | هزار آفرین بر لبت باد نیز | |
| ز مهر تو بگریست چشمم به خون | ز عشقت به نالم به فریاد نیز | |
| چو دیدی که چشم تو آبم ببرد | کنون میدهی زلف را باد نیز | |
| نباشد ترا بعد ازین برگ من | که بیخم بکندی و بنیاد نیز | |
| به لطف و نوازش بده داد ما | که جور تو دیدیم و بیداد نیز | |
| نه مثل تو آمد ز پشت پدر | نه مانندت از مادری زاد نیز | |
| پریر از لبت بوسهای خواستیم | نداد آن و دشنامها داد نیز | |
| نبود اوحدی را توقع ز تو | که او را کنی در جهان یاد نیز |