صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۱۵۱ تا #۲٬۲۰۰.
- دیوان شمس/هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
- دیوان شمس/هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
- دیوان شمس/هله نومید نباشی که تو را یار براند
- دیوان شمس/هله هش دار که در شهر دو سه طرارند
- دیوان شمس/هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
- دیوان شمس/هم به بر این بت زیبا خوشکست
- دیوان شمس/هم به درد این درد را درمان کنم
- دیوان شمس/هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند
- دیوان شمس/هم لبان میفروشت باده را ارزان کند
- دیوان شمس/هم پهلوی خم سر نهای خواجه هرجایی
- دیوان شمس/همتم شد بلند و تدبیرم
- دیوان شمس/همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی
- دیوان شمس/همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
- دیوان شمس/همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
- دیوان شمس/همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن 1
- دیوان شمس/همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
- دیوان شمس/همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
- دیوان شمس/همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
- دیوان شمس/همچو گل سرخ برو دست دست
- دیوان شمس/همیبینیم ساقی را که گرد جام میگردد
- دیوان شمس/هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
- دیوان شمس/هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
- دیوان شمس/هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
- دیوان شمس/هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
- دیوان شمس/هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم
- دیوان شمس/هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
- دیوان شمس/هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
- دیوان شمس/هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
- دیوان شمس/هین که منم بر در در برگشا
- دیوان شمس/هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
- دیوان شمس/هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
- دیوان شمس/هیچ خمری بیخماری دیدهای
- دیوان شمس/هیچ میدانی چه میگوید رباب
- دیوان شمس/واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
- دیوان شمس/واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرین
- دیوان شمس/واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
- دیوان شمس/والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
- دیوان شمس/وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
- دیوان شمس/وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
- دیوان شمس/ورا خواهم دگر یاری نخواهم
- دیوان شمس/ورد البشیر مبشرا ببشاره
- دیوان شمس/وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
- دیوان شمس/وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود
- دیوان شمس/وقت آمد توبه را شکستن
- دیوان شمس/وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
- دیوان شمس/وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
- دیوان شمس/وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
- دیوان شمس/وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
- دیوان شمس/وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
- دیوان شمس/وقتی خوشست ما را لابد نبید باید