دیوان شمس/هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر) از مولوی |
' |
| هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر | هین که آمد به تماشای تو دل خون دگر | |
| عاشق روی تو را گنبد گردون نکشد | مگرش جای دهی بر سر گردون دگر | |
| عاشق تو نخورد حیله و افسون کسی | تو بخوان و تو بدم بر دلش افسون دگر | |
| عشق روی تو به شش سوی جهان دام دلست | که ندیدند چنان رخ رخ گلگون دگر | |
| رحمتی کن تو بر آن مرغ که در دام افتاد | که ندارد چو تو شاهنشه بیچون دگر | |
| کو در این خانه یکی سوخته مفتونی | که به شبها شنود ناله مفتون دگر | |
| از پس نیشکرت اشک چو اطلس بارم | چارهام نیست جز این اطلس و اکسون دگر |