هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۲۰۱ تا #۷٬۲۵۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما را ز پرده‌ی تو دل از پرده شد بدر
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده‌ایم
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما مست می لعل روان پرور یاریم
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماجرائی که دل سوخته می‌پوشاند
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماربت نشود مرتفع ببعد منازل
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه یا جنتست یا رخسار
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز هجر تو امید زندگانی کو
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا که راه نماید کنون به خانه‌ی دل
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا که نیست بخاک درت امید وصول
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا یاقوت او قوت روانست
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مراد بین که به پیش مرید باز آمد
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مردان این قدم را باید که سر نباشد
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرغ در راه او پر اندازد
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مستم آنجا مبر ای یار که سرمستانند
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مستم ز در خانه‌ی خمار برآرید
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مستم ز دو چشم نیمه مستش
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مسیح روح را مریم حجابست
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/من بار هجر می‌کشم و ناقه محملم
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/من بیدل نگر از صحبت جانان محروم