صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۲۰۱ تا #۷٬۲۵۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عجب از قافله دارم که بدر مینشود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عجب دارم گر او حالم نداند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشق آن بت ساکن میخانه میگرداندم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عقل مرغی ز آشیانهی ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/عید آمد و آنماه دلافروز نیامد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/غرهی ما جز آن عارض شهرآرا نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/فتادهام من دیوانه در غم تو اسیر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/فروغ عارض او یا سپیده سحرست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/قصه غصه فرهاد بشیرین که برد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/قلم گرفتم و میخواستم که بر طومار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/لطافت دهنش در بیان نمیگنجد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمدهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما برکنار و با تو کمر در میان بماند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما به نظارهی رویت بجهان آمدهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما جرعه چشانیم ولی خضر و شانیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما حاصل از جهان غم دلبر گرفتهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما را ز پردهی تو دل از پرده شد بدر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کردهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما مست می لعل روان پرور یاریم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماجرائی که دل سوخته میپوشاند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماربت نشود مرتفع ببعد منازل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من مشک سیه در دامن گل میکند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه یا جنتست یا رخسار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدام آن نرگس سرمست را در خواب میبینم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا دلیست که تا جان برون نمیآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز هجر تو امید زندگانی کو
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا وقتی نگاری خرگهی بود