صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۲۰۱ تا #۷٬۲۵۰.

  1. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  2. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
  3. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
  4. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عجب از قافله دارم که بدر می‌نشود
  5. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عجب دارم گر او حالم نداند
  6. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم
  7. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست
  8. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
  9. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عقل مرغی ز آشیانه‌ی ماست
  10. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
  11. خواجوی کرمانی (غزلیات)/عید آمد و آنماه دلافروز نیامد
  12. خواجوی کرمانی (غزلیات)/غره‌ی ما جز آن عارض شهرآرا نیست
  13. خواجوی کرمانی (غزلیات)/فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
  14. خواجوی کرمانی (غزلیات)/فروغ عارض او یا سپیده سحرست
  15. خواجوی کرمانی (غزلیات)/قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته
  16. خواجوی کرمانی (غزلیات)/قصه غصه فرهاد بشیرین که برد
  17. خواجوی کرمانی (غزلیات)/قلم گرفتم و می‌خواستم که بر طومار
  18. خواجوی کرمانی (غزلیات)/لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست
  19. خواجوی کرمانی (غزلیات)/لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
  20. خواجوی کرمانی (غزلیات)/لطافت دهنش در بیان نمی‌گنجد
  21. خواجوی کرمانی (غزلیات)/لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  22. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم
  23. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما برکنار و با تو کمر در میان بماند
  24. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما به نظاره‌ی رویت بجهان آمده‌ایم
  25. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما جرعه چشانیم ولی خضر و شانیم
  26. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم
  27. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
  28. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما را ز پرده‌ی تو دل از پرده شد بدر
  29. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم
  30. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
  31. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده‌ایم
  32. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما مست می لعل روان پرور یاریم
  33. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  34. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست
  35. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
  36. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
  37. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماجرائی که دل سوخته می‌پوشاند
  38. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماربت نشود مرتفع ببعد منازل
  39. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
  40. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
  41. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند
  42. خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه یا جنتست یا رخسار
  43. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
  44. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم
  45. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  46. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  47. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید
  48. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  49. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا ز هجر تو امید زندگانی کو
  50. خواجوی کرمانی (غزلیات)/مرا وقتی نگاری خرگهی بود