هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۷۵۱ تا #۶٬۸۰۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چراغ دیدهی جان روی تو
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چشم تو بند مستان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای کرده مه را از تیره شب نقاب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای که از سرچشمهی نوشت برفت آب نبات
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای که بر دیدهی صاحبنظران میگذری
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای که شهد شکربن تو برد آب نبات
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایدل ار خواهی به دولتخانهی جانت برم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این باد کدامست که از کوی شما خاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان میرسد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این دلبران که پرده برخ در کشیدهاند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این غزل یک دو نوبت از سرسوز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این همه مستی ما مستی مستی دگرست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چنین صورت گر از آب و گلست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه بادست کزو بوی شما میشنوم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه بادست که از سوی چمن میآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه بویست ای صبا از مرغزار آوردهئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه بویست که از باد صبا میشنوم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/این چه نامهست که از کشور یار آوردند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اینجا نماز زندهدلان جز نیاز نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه از شرمت خوی از رخسارهی خور میچکد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه عنبر ز سر زلف تو دارد بوئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه لبت آب شکر ریختست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ایکه گوئی کز چه رو سر گشته میکردی چو گوی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با تو نقشی که در تصور ماست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/با منت کینه و با جمله صفاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/بادهی گلگون مرا و طلعت سلمی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز برافراختیم رایت سلطان عشق
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز عزم شراب خواهم کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز هر چند که در دست شهان دارد جای
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز هشیار برون رفته و مست آمدهایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود