خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته | و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته | |
| ریحان مشک بیزت آب بنفشه برده | یاقوت قند ریزت نرخ شکر شکسته | |
| زلف شکسته بسته در حلق جان جمعی | وانگه چنین پریشان ما زان شکسته بسته | |
| دائم خیال قدت بر جویبار چشمم | چون سرو جویباری برطرف چشمه رسته | |
| با حاجبان ابرو ذکر کمان چه گوئی | باید که گوشه گیری زان شست زه گسسته | |
| برخیز تا ببینی قندیل آسمان را | چون شمع صبحگاهی پیش رخت نشسته | |
| اکنون که در کمندم فرصت شمر که دیگر | مشکل بدامت افتد صیدی ز قید جسته | |
| گر پسته با دهانت نسبت کند دهانرا | برخیز و مشت پر کن بشکن دهان پسته | |
| خواجو بپرده سازی دست از رباب برده | مطرب به تیز چنگی نای رباب خسته |